عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

177

كشف الحقايق ( فارسى )

عذابى كه بوى رسد ازين مدركات هفتگانه باشد فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى « 1 » . پس هريك از اين مدركات هفتگانه درى باشد از درهاى دوزخ : لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ « 2 » و در هر كه عقل پيدا شود و پيرو و متابع عقل گردد و هرچه پيش آيد از عاقبت آن كار باشد انديشه كند و به هواى نفس كار نكند اين مدركات هفتگانه با مدرك عقل جمله هشت شوند و هر يكى از اين مدركات هشتگانه سبب راحت و آسايش وى باشند « 3 » . فصل در بيان روز قيامت « 4 » بدانكه روز قيامت عبارت از آن روزى است كه اين دنيا آخر گردد و عالم كون و فساد بر طرف شود . زمين را در رنگ ورق درنوردند اگرچه كوهها لنگر زمين‌اند نهايت در آن روز از اثر نفخ صور همچون پشم رنگين زده شوند : وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ « 5 » و در آخر نهايت به كلى نيست شوند : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً « 6 » و درياها را هم كه عبارت از حجاب محصلان و سالكان است و در اين نهايت هم از ميان برگيرند : وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ « 7 » . يعنى حجاب دو نوعست ظلمانى و نورانى و هر دو در اين نهايت نمانند . و ديگر بدانكه چون تضاد و تقابل و ناسازگارى كه سبب قالب و اجسادست چون قالب و اجساد نماند سبعيت و وحوش و طيور نماند و سموم حيات و عقارب نيست شود پس در آن روز گرگ با گوسفند و باز با مرغ بياميزد .

--> ( 1 ) - نازعات 37 - 39 ( 2 ) - حجر 44 ( 3 ) - و هر راحتى و آسايشى و جمعيتى كه به اين كس رسد از مدركات هشتگانه رسد پس هر يكى از مدركات هشتگانه درى باشد از درهاى بهشت وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ( 4 ) - در نسخه آستانه در اين فصول تقديم و تأخيرى روى داده و از جمله سه فصلى كه بعدها در ذيل عنوان « در بيان ملائكه عذاب » و « در بيان صحايف اعمال . . . . الخ » و در بيان « وزن اعمال » در اين نسخه آمده است در نسخه آستانه در اين محل ثبت شده است ( 5 ) - قارعه 4 - 5 ( 6 ) - طه 105 - 107 ( 7 ) - تكوير 6